نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳

فصل اول

اول از همه یه دعا می‌کنم همه با هم آمین بگیم!

"خدایا! کشور چین رو برای ما ایرانی‌ها حفظ بفرما!" آآآآآآممممممییییییینننننننن...

چرا؟ چون بی‌عرضه‌ایم! شما نه هاااا! خودم رو عرض می‌کنم! بلند می‌شم می‌رم مغازه تو خیابون طالقانی (بالا شهر گنبد) می‌رم تو آنتیک فروشی می‌گم "جناب این انگشتر چنده؟"؛ می‌گه "35 تومن!"؛ می‌خرم میام بیرون. کلی هم ذوق می‌کنم که انگشتر اسپرت خریدم! نگینش سنگ سیاهه! چیه؟ نمی‌دونم! شاید زغال سنگ باشه! شایدم اصلا سنگ طبیعی نباشه! سنگ مصنوعی باشه!

35 تومن مفت و مسلم رفت! کجا؟ تو جیب چین! کی مقصر بود؟ من یا چین؟ خو معلومه من!

چرا؟ چون انگشتر یشم (جید)، یاقوت، عقیق، فیروزه و... رو گذاشتم اومدم چیزی خریدم که اصلا نمی‌دونم چی هست! همه می‌دونیم سنگها خواص مغناطیسی دارن و برای بدن مفیدن. یه دور تو اینترنت بزنین، ببین خواصشون چقدر زیاده! مثلا همین یاقوت! نماد ثروته! حضرت علی می‌گه "خوبه هر مومن پنج انگشتر داشته باشه که یکیشون یاقوت باشه!". حالا ما می‌ریم تو آنتیک فروشی خیر سرمون اسپرت می کنیم!

البته کل تقصیر هم پای ما نیس. انگشترهایی که داخل تراش می‌خورن خیلی پیر مردی هستن!(خدا وکیلی دلتون شاد شد!) آدم واسه روز پدر دلش میاد بخره، واسه خودش میره چینی می‌گیره. چرا؟ چون چینی اولا با مد روز پیش میره، دوما استیله! اگه سازنده‌های انگشترها این نکته رو مد نظر داشته باشن که خیلیا هستن که انگشتر رو واسه شیک شدن به دست می‌کنن. مطمئنا انگشترهایی رو طراحی می‌کنن که مشتری پسندتر باشه.

مثلا! یه طرح اسپرت توپ بگم دل همه شاد بشه؟

همتون تا حالا عقیق سرخ شنیدین! یاقوت سرخ هم شنیدین! یشم(جید) هم به گوشتون خورده! می‌گیم سبز یشمی! حالا یه سنگ سفید هم جور کنیم! بذارین فکر کنممممممم...

اورکااااا... چیز ببخشین! یه لحظه فکر کردم اوقلیدس هستم! یافتم! "هولیت"! هولیت یه سنگ سفیده با رگه‌های سیاه. اگه با دقت تراش داده بشه، میشه قسمت سفیدش رو جدا کرد. البته سنگ "پرنیت" هم کرم رنگه. اونم بد نیس.

خب! سبز (یشم)، قرمز (عقیق و یاقوت)، سفید (هولیت). چی رو یادتون میندازه؟ پرچم کشورمون! احسنت! اگه یه لوح کوچیک به ابعاد 3 میلیمتر در 9 میلیمتر از هر کدوم از این سنگها ساخته بشه و اونها رو کنار هم قرار بدیم. یه مربع به ابعاد 9 میلیمتر داریم که شکل پرچم کشورمونه! این ریختی:

 

 

 

خب! نگین ساخته شد. یه نگین شیک و در عین حال با سنگهایی که هم خاصیت مغناطیسی دارن، هم حضورشون تو انگشت ثواب داره! (البته مطمئنا سنگهای مغناطیسی دیگه‌ای هم هست که بتونه رنگ قرمز، سبز و سفید رو تامین کنه)

حالا نوبت رکابه! رکاب همون فلزیه که دور انگشت رو می‌گیره، و نگین روش سوار می‌شه. به نظرتون یه رکاب چه شکلی باشه پسندیه‌تره؟ من می‌گم یه رکاب استیل (اگه کسی خواست واسش نقره یا طلا هم بتراشن) شیک، به رنگ توسی یا طلایی. رنگ درجه یک و ثابت. طرح روشه چی باشه؟ نظرتون چیه یه طرفش اسم "الله" بتراشن یه طرفش سر کوروش رو؟ یه طرف "علی" بنویسن،یه طرف "محمد"! یه طرف کعبه بتراشن، یه طرف سر ستون تخت جمشید؟

من بلد نیستم با کامپیوتر طراحی کنم. اما حتما می‌تونین همچین انگشتری رو تصور کنین! واقعا اگه یه ادم سرمایه‌دار، همچین چیزی رو بسازه و یه پیام بازرگانی هم چاشنیش بکنه؛ فروش نمیره؟ سودش بالا نیس؟ هست! توی تولید انبوه، سود عالیه!

 

کلی راجب انگشتر که مشتی بود نشانه‌ی خروار گفتم. گردنبندهای شیک، دکورهای درست و حسابی که لااقل ادم یه ارگ بم کوچیک تو خونش داشته باشه! یه میدون آزادی. یه گنبد کبود! دلش هم نلرزه زیرش رو نگاه کنه! شاد باشه که زیر دکوریش نوشته "MADE IN IRAN".

 

فصل دوم

یه روز داشتم فکر می‌کردم اگه همین الان! چین و تمام تولیداتش از صحنه‌ی روزگار محو می‌شد، چی می‌شد! نصف لباسامون که غیب می‌شد! نصفمون گوشیهامون غیب می‌شد؛ نصف دیگه گوشیشون خاموش می‌شد! هفتاد درصد اسباب بازیها هم غیب می‌شد! لپ‌لپ و توتک دیگه فروش نمی‌کرد! چون بچه‌ها به عشق اسباب‌بازی می‌خرنشون؛ اسباب‌بازی‌های اونا هم چینیه! وسایل دیجیتال! عینک‌های باکلاس! غیره و غیره سوت می‌شدن میرفتن هوا...

حالا بیاین کارآگاه بازی کنیم! شاید نتیجه داد!

خب!

1- چرا اینقد وسایل چینی تو ایران زیاده؟

چون ارزونن!

2- چرا ارزونه؟

چون تولید انبود دارن!

3- چجوری میشه به تولید انبوه رسید؟

با کارگر و کامند زیاد!

 

حدود پنجاه سال پیش تو پرجمعیت‌ترین کشور دنیا یه انقلاب شروع شد! انقلابی که سیاستش این بود "فقط جنس خودمون رو مصرف کنیم! اونقد تولید کنیم که دیگران هم مجبور بشن جنس ما رو مصرف کنن!"؛ ساده‌ست راحتم تو ذهن می‌مونه!

چین یک میلیار و سیصد میلیونی یک پنجم جمعیت جهان رو تو خودش جا داده! شونزده برابر ایران هم جمعیت داره! خب! بخوایم ریاضی حساب کنیم، طبق قانون تناسب باید تعداد بیکارهای چین شونزده برابر ایران باشه!

خب هست؟ نچ! نیس!

چرا نیس؟

چون تو خیلی از کارخانه‌های چین حقوق بسیار پایینه؛ اما کسایی که دیگه هیچ جایی واسه کار ندارن، می‌رن اونجا کار می‌کنن. هرچی باشه از بیکاری که بهتره! کار بهتر پیدا کردن، می‌رن سر اون کار!

ماجرای این کارخونه‌ها اینه:

حقوق 80 دلار (حدودا 130000 تومن) در ماه، جای خواب و خوراک. واسه آدمای بی سواد، کم توان جسمی، زنها و بدشانسها؛ شانس خوبیه! لااقل یه مدت یه پولی در میارن! نه غصه اجاره خونه دارن! نه قبض! نه کرایه! نه هیچی دیگه!

نمی‌دونم! شاید این سیاست تو ایران هم جواب بده! تولیدات این کارخانه‌ها خیلی ارزونه!

 

خب! حالا حساب کنین! اونایی که پولشون رو خرج سفر کیش و ایتالیا و فرانسه می‌کنن؛ اگه بیان و کارخونه بسازن و تو این کارخونه‌های با حقوق مناسب، نه زیاد، نه کم! اجناس لوکس بسازن؛ یک! آیا تو ایران بیکاری ریشه‌کن نمیشه؟ دو! آیا بازم با جمله کذایی "MADE IN CHINA" روبرو خواهیم شد؟

 

ای که دستت می‌رسد! کاری بکن!/پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار!