نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸

(به قول آقای سرشار) راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار، چنین روایت و حکایت کنند که...

 

مردی را خر بزایید، چون بر کره خر نظر کرد، چنین یافت که وی را دم نباشد! از آن روی؛ غم بسی بر دلش سنگینی نمود و ز خواب و خوراک روی در هم گرفت.

دوستی وی را چنین گفت کای فلان، خرت را دم نباشد نه سر، چرا چنینی؟

صاحب خر را آه از نهاد برخاست و گفت«آخر اگر روزی روزگاری از دور گردون، خرم به گل شد، کدامین موضعش را بگیرم و بیرونش آورم!!!





کلمات کلیدی :آقای سرشار