نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸

سلام و عشق!

 

دیروز (و بخشیش هم امروز) اتفاقاتی افتاد که باعث شد این پست رو بذارم! شرحی بر اتفاقات افتاده در 24 ساعت گذشته:

 

سینمایی:

1- درگذشت ایرج قادری!

زنده‌یاد ایرج قادری! که به جرات می‌توان گفت بخشی از تاریخ سینمای ماست، بر اثر سرطان ریه سحرگاه دیروز (یکشنبه مورخ 17/2/91) درگذشت.

درگذشت بزرگان به اندازه‌ی کافی دردآور هست، اما دردآورتر از اون اینه که کم لطفی زیادی بهش بشه! بازیگران زیادی شهرتشون رو مدیون ایرج قادری هستن! اما متاسفانه اون طور که من مطلع شدم، کمتر کسی سراغی ازش گرفته!

 

ورزشی:

2- به تعویق افتادن عنوان قهرمانی!

شهرآورد دیروز ذوب آهن و سپاهان، بدون گل تموم شد تا طرفداران فوتبال مجبور باشن تا هفته‌ی بعد چشم انتظار قطعی شدن قهرمانی باشن! البته نظر شخصی من اینه که قهرمانی سپاهان دیر و زود داره، اما سوخت و سوز نداره! هرچند بسیار امیدوارم که معجزه‌ای رخ بده و استقلال مثل چند سال قبل با یاری خدا قهرمان بشه، اما خب بعیده!

 

3- نیرو گرفتن استقلال برای هفته‌ی آخر!

با متوقف شدن تراکتور و سپاهان، دو تیمی که جلوتر از استقلال در حرکتن؛ اسقلال پیروزی رو چاشنی کارش کرد. با اینکه نفت تونست گل اول رو به استقلال بزنه، اما استقلال بیدی نیس که به این بادها بلرزه! پس بازی رو 2 بر 1 به نفع خودش تموم کرد تا هنوز خودش رو تو کورس قهرمانی ببینه!

 

4- شکست سنگین پرسپولیس به دست سرمربی فصل قبلش!

دیروز بازی‌ها همه هم زمان بود. من ترجیح دادم بازی راه آهن با پرسپولیس رو تماشا کنم و البته بعد از سوت پایان از انتخابم راضی بودم. نیمه‌ی اول بازی با برتری 2-1 راه آهن تموم شد. نیمه‌ی دوم درخشش علی کریمی باعث شد که تماشاچی‌ها بیشتر از نیمه‌ی اول هم تشویقش کنن. اوضاع همینطور پیش نرفت و راه‌آهن با دو حمله‌ی برق آسا از مقابل چشمان نظاره‌گر خط دفاع پرسپولیس گذشتن و 2 تا توپ به تور دروازه این تیم دوختن! پرسپولس در چشم بهم زدنی خودش رو 4-1 عقب دید!!! باز هم درخشش علی کریمی و درایت مصطفی دنیزلی بود که تونست یه کارایی بکنه! زائد با پاس تماشایی کریمی یکی از گلها رو جبران کرد و بعد از چند دقیقه توپ سوم هم وارد دروازه‌ی راه‌آهن شد! علی دایی به سمت یه بطری کنار زمین رفت و کمی آب نوشید! می‌شد فهمید که نگرانه کم تجربگی بازیکناش کار رو خراب بکنه!

تو دقایق آخر بازی پرسپولیس با کمک بازکنای تازه نفسش حملات زیادی روی دروازه راه‌آهن صورت داد که به نتیجه‌ای نرسید و بازی با پیروزی 4-3 راه‌آهن و جستن این تیم از سقوط به پایان رسید.

بعد از پایان بازی‌ها، وقتی داشتم جدول لیگ رو تماشا می‌کردم، دیدم راه‌آهن رده‌ی چهاردهم رو داره و پرسپولیس رده‌ی پونزدهم رو! جالبه بدونین سه تیم شونزده، هفده و هجده، به لیگ دسته یک سقوط کردن! یعنی الان تو یه بازی مونده به پایان فصل، پرسپولیس داره رو لبه‌ی پرتگاه قدم می‌زنه!!!

یه نگاه به فصلی که گذشت بندازیم! فصل با حمید استیلی شروع شد! هنوز روزنامه‌ای رو دارم که توش حدسهایی واسه اومدن آقای استیلی به پرسپولیس زده شده بود! همون روز با خودم گفتم اومدنش اشتباه محضه! البته من از لحاظ مرامی این فکر رو می‌کردم. استیلی نباید پا جای پای دایی‌ای می‌ذاشت که عملا بیرونش کرده بودن! علی دایی اسطوره‌ی فوتبال ماست! تو فصل نقل و انتقالات، بازیش دادن و تو عمل انجام شده قرارش دادن! با هر مصیبتی بود حتی به شکل دستی (برنامه‌ی فصل که توسط دایی ارائه شد، به علت فرصت کم، تایپ نشده بود)، برنامه‌ی فصلش رو رسوند؛ اما اصلا قرار نبود دایی انتخاب بشه.

تخصص بعضی‌ها مهره سوزیه! دایی رو آوردن تو تیم ملی، خرابش کردن! آوردن تو پرسپولیس، خرابش کردن! که چی؟ دنبال چی هستن؟ علی دایی‌ای که با راه‌آهن با بازیکنای جوونش می‌تونه یه پله بالاتر از پرسپولیس وایسته، شما انصاف بدین با پرسپولیس، با علی کریمی! مهدوی کیا! زائد! با چندین ستاره که هرکدومشون یه تیم هستن، الان کجای جدول بود؟

یاد امیر قلعه‌نویی افتادم! دقیق یادم نیس چه سالی بود، آوردنش کردن سرمربی تیم ملی، بهش هیچ امکاناتی ندادن، کوبیدنش و نقدهای سنگین بهش کردن! تهش چی شد؟ رفت! کجا رفت؟ مس کرمان! تیم عزیز کرمانی، محترمه، اما این افت یه مربی رو می‌رسونه که از تیم ملی بیاد به یه تیم نسبتا ضعیف!

همین آقای نجف زاده‌ی عزیز که به شخصه خیلی دوسش دارم و گزارشهاش همیشه واسم جالب بوده، یه گزارش مرگبار واسه قلعه‌نویی ترتیب داد که بیا و ببین!

مگه این قلعه نویی، همون امیرخانی نیس که دوباره قهرمان شدن استقلال و سپاهان، مدیون اونه؟ می‌گن قلعه‌نویی مربی خارج از ایران نیس، شما بهش فرصت نفس کشیدن دادین؟؟؟

آقای کیروش محترمه! روشش رو دوست دارم و به برنامه‌هاش احترام می‌ذارم، اما اگه همین امکانات رو امیر قلعه‌نویی یا علی دایی می‌داشت! همین فرصت برای آماده‌سازی تیم و... نمی‌تونستن تیم رو موفق کنن؟ علی دایی نمی‌تونست تو تیم ملی بمونه و تیم رو به جام جهانی برسونه؟

به هر حال! حرف از پرسپولیس شروع شد! آقای دنیزلی مربی بزرگیه، کمی دقت کنیم، متوجه تغییرات اساسی‌ای می‌شیم که بعد از اومدنش به این تیم اتفاق افتاده (از جمله پیروزی پرسپولیس تو شهرآورد). حالا نباید بدشانسی رو به حساب نداشتن علم یا توانایی بذاریم. شما مصاحبه‌ی بازیکنای پرسپولیس رو ببینین! گزارشگر سوال می‌کنه "چی شد باختین؟" می‌گن "نمی‌دونم! والا تماشاگرها حق دارن!"؛ این یعنی دارن تلاششون رو می‌کنن. البته پرسپولیس تو دفاع و دروازه انصافا مشکل داره. من شک دارم اگه خط دفاع و دروازه‌بان این تیم رو برداریم، پرسپولیس بیشتر از این تعداد گل بخوره! مطمئنا این مشکل حل بشه، اوضاعشون بهتر میشه.

حالا باید دید پرسپولیس هنر مهره سوزانیش رو روی آقای دنیزلی هم پیاده می‌کنه، یا برای فصل آینده هم بهش وقت میده!

 

سیاسی:

5- سقوط سارکوزی!

نیکولاس سارکوزی با تمام حواشیش رفت. البته بخوام صادق باشم، انتظار نداشتم فرانسوا اولاند رئیس جمهور بشه! نمی‌دونم انتخابات دور دوم ریاست جمهوری آمریکا در زمان رئیس جمهوری جرج بوش رو به یاد دارین یا نه. اون زمان همه از جمله خود من، اعتقاد داشتن، دوره‌ی بوش پسر تموم شده و برای چهارسال دوم رئیس جمهور دیگه‌ای رو تو کاخ سفید خواهیم دید. اما با کمال شگفتی جرجی دوباره رفت تو خونه‌ی سفید رنگش! حالا اینکه عادلانه رئیس شد یا ناعادلانه، نمی‌دونم! همین تجربه من رو بر این عقیده داشت که سارکوزی می‌تونه چهارسال دیگه هم موش بدونه! اما خب! انگار مردم فرانسه حواسشون جمع تره! البته این موضوع رو هم باید بدونیم که عملا مثال "دراز گوشه همونه، فقط پالونش عوض شده!" امیدی ندارم که با اومدن اولاند، سیاستهای داخلی و خارجی فرانسه چندان تغییری بکنه!

 

6-ورود رسمی پوتین به کاخ کرملین!

ولادیمیر پوتین باز هم به محل کار چند سال قبلش برگشت. امروز آقای پوتین در مقابل کاخ کرملین سوگندش رو می‌خوره و با مشایعت سی توپ که به افتخار و احترامش شلیک می‌شن می‌ره تا رسما کارش رو شروع کنه. طبق پیش بینی‌های قبل از انتخابات ریاست جمهوری روسیه، اگه پوتین رئیس جمهور بشه (که شد) دوازده سال بر مسندش خواهد موند!

یاد یه برنامه‌ی طنز افتادم که ده دوازده سال پیش از یکی از شبکه‌ها پخش می‌شد! توش عکس یکی از سیاستمدار‌های بزرگ جهان رو می‌ذاشتن و به جای دهنش، یه دهن دیگه می‌ذاشتن که تکون می‌خورد. بعد مجری باهاش مصاحبه می‌کرد اون عکس (که مثلا خود طرف بود) جوابش رو می‌داد. فکر می‌کنم یکی از رهبرهای آمریکای لاتین بود! مجری ازش پرسید "نظرت راجب پوتین چیه؟"؛ طرف یکمی فکر کرد و گفت "اِاِاِ... کفش سربازیه!".