نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸

آتش گرفتن B-17C / لنگرگاه پیارل(Pearl) / هاوایی / 1941

 

 

 

 

پیشروی آتش جنگ /  پل تاور / لندن / انگلستان / 1940

 

گاف کشتی USS Robalo / مونیتووک / ویسکانسین / 1943





کلمات کلیدی :جنگ جهانی و کلمات کلیدی :پل تاور




نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸

(به قول آقای سرشار) راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار، چنین روایت و حکایت کنند که...

 

مردی را خر بزایید، چون بر کره خر نظر کرد، چنین یافت که وی را دم نباشد! از آن روی؛ غم بسی بر دلش سنگینی نمود و ز خواب و خوراک روی در هم گرفت.

دوستی وی را چنین گفت کای فلان، خرت را دم نباشد نه سر، چرا چنینی؟

صاحب خر را آه از نهاد برخاست و گفت«آخر اگر روزی روزگاری از دور گردون، خرم به گل شد، کدامین موضعش را بگیرم و بیرونش آورم!!!





کلمات کلیدی :آقای سرشار




نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۳





کلمات کلیدی :سربازان




نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٠

جملات این پست مال خودم نیست، اونها رو از یه فایل پاورپوینت که دوستم واسم آورده بود استخراج کردم، حالا این دوست ما اون رو از کجا آورده نمی دونم:

 

- بعضی ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه، بعضی ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو، بعضی ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه؛

- بعضی ها یک عمر زندگی می کنند، برای رسیدن به زندگی؛

- بعضی ها زمین ها را از خدا مجانی می گیرند و به بندگان خدا گران می فروشند؛

- بعضی ها حمال کتابند، بعضی ها بقال کتابند، بعضی ها انباردار کتابند، بعضی ها کلکسیونر کتابند؛

- بعضی ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی ها به کیفشان و بعضی به کارشان؛

- بعضی ها ارزششان به حساب بانکی شان است، بعضی ها اصلا ارزشی ندارند؛

- بعضی ها به درد آلبوم می خورند، بعضی ها را باید قاب گرفت، بعضی ها را باید بایگانی کرد، بعضی ها را باید به آب انداخت؛

- بعضی ها همرنگ جماعت می شوند، ولی همفکر جماعت نمی شوند؛

- بعضی ها را همیشه یا در بانکها می بینی یا در بنگاه ها؛

- بعضی ها در حسرت پول همیشه مریضند، بعضی ها برای حفظ پول همیشه بی خوابند، بعضی ها برای دیدن پول همیشه می خوابند، بعضی ها برای پول همه کاره می شوند؛

- بعضی ها نان نامشان را می خورند، بعضی ها نان جوانیشان را می خورند، بعضی ها نان موی سفیدشان را می خورند، بعضی ها نان پدرانشان را می خورند، بعضی ها نان خشک و خالی می خورند، بعضی ها اصلا نان نمی خورند؛

- بعضی ها با گلها صحبت می کنند، بعضی ها با ستارها رابطه دارند، بعضی ها صدای آب را ترجمه می کنند، بعضی ها صدای دل خود را هم نمی شنوند، بعضی ها حتی زحمت فکر کردن را به خود نمی دهند، بعضی ها در تلاشند که بی تفاوت باشند؛

- بعضی ها فکر می کنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است حق با آنهاست، بعضی ها فکر می کنند وقتی بلندتر حرف بزنند حق با آنهاست؛

- بعضی ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک شخصی خود می دانند؛

- بعضی ها فکر می کنند پول مغز می آورد و بی پولی بی مغزی؛

- بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می کشند؛

- بعضی ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه می گیرند؛

- بعضی ها یک درجه تند زندگی می کنند، بعضی ها یک درجه کند، هیچ کس بی درجه نیست؛

- بعضی ها حتی در تابستان هم سرما می خورند،

- بعضی ها در تمام زندگی شان نقش بازی می کنند؛

- بعضی ها از آدم ها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ؛

- بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است، بعضی به اندازه یک شهر، بعضی به اندازه کره زمین و بعضی به وسعت کل هستی.





کلمات کلیدی :بعضی ها




نویسنده : سرباز مرده ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦

سلام به همه دوستان، من که با این شعر خیلی حال کردم، باید دید نظر شما چیه امیدوارم خوشتون بیاد:

حــــدیث کــــودکــــی و خــــودپرستــــی / رهــا کن، کان خماری بود و مستی

چو عمر از سی گذشت و یا که از بیست / نمی شاید دگر چون غافلان زیست

نشــــاط عمــــر باشــــد تـــا چهـــل ســال / چهــل رفتــه فــرو ریزد پـر و بال

پــــس از پنجـــــه نباشــــــد تنـــدرستــــی / بصر کنـــدی پذیرد پـــای سســـتی

چــــو شصت آمد، نشســـت آمـــد پدیـــدار / چــو هفتــاد آمـد افتــاد آلت از کـار

بــــه هشتـــاد و نــــود چــون در رسیــدی / بسا سختی که از گیـــتی کشیـــدی

از آنجـــا گـــر بـــه صـــد منــزل رسانــی / بود مرگی بــه صورت زندگـــانی

حکیم نظامی گنجوی





کلمات کلیدی :نظامی